این حفره ای است که معمر قذافی را مخالفانش در آن یافتند

و تصویر بعدی دیکتاتور لیبی را در حالی نشان می دهد که برای زنده بودن التماس می کند . این تصویر در تمام دنیا منتشر شده است .

این سرنوشت قابل تامل نیست ؟؟؟
بعدازظهر بر اثر خستگی و بدخوابی شب قبل به خواب سنگینی رفتم . توی خواب به زندان زنگ زدم ، یه خانمی گوشی رو برداشت و من ازش خواستم که گوشی رو به دوستم بده و منتظر شدم، از اون ور خط صدای پا می اومد و من داشتم تصور می کردم که تا صدایش کنند طول خواهد کشید . پس با یه دنیا امید منتظر بودم که باهاش صحبت کنم اما تو اومدی بیدارم کردی و گفتی که اگر بیشتر بخوابم ، شب نمی تونم بخوابم ...
چند ساعت بعد از آن رویای دلچسب ، خبرگزاری ها اعلام کردند که تعدادی از زندانیان جرایم امنیتی نیمه شب امشب آزاد شدند . صفحه ها رو سریع و دستپاچه باز می کنم . دایره ها هی دور خودشان می چرخند تا اسم ها بیایند . با وجود تاکیدی که بهم شده که حالا حالاها نباید امیدی به دیدارش داشته باشم اما ذوق زده ام . صفحه ها باز می شوند و اسم تو نیست . ولی چیزی از ذوق من کم نشده ، همه ی اینهایی که مشمول عفو رهبری شدند از پیش تو برگشتند .
آسمون امشب پر رعد و برق ِ . نسیم آزادی پرده ی اتاق رو به رقص آورده ، نسیم آزادی سرشاخه های درخت حیات رو به بازی گرفته و من چه شادی بزرگی ای در دلم دارم .
پی نوشت : ساعت حدود 4 صبح است و من بیدارم . حالا که بی خواب شدم کاش میذاشتی باهاش حرف می زدم . یه کم دیگه صبر می کردی صداش کرده بودنا !!!
خبر گذشت " آمنه بهرامی " از اجرای حکم قصاص هر دو چشم " مجید " را شنیده ای ؟
خواندن قصه ی آمنه از آن روز که دانشگاه قبول شد تا روزی که به دست هم کلاسی اش بینایی و چهره ی زیبایش را از دست داد . و روزهای پس از آن که آمنه به امید بازگشت بینایی چشم هایش تن به عمل های جراحی پی در پی می داد که همگی بی نتیجه ماندند ، قصه ی گزنده ی دو چشمی است که سوختند ...
امروز آمنه به من و ما درس بزرگی داد . حتا اگر قوانین جامعه ی ما در بسیاری از موارد خشونت گرایند ، ما هنوز انسانیم . انسان هایی که در مواردی حق خشونت داریم و به نیکی از آن پرهیز می کنیم .
تصویری که از " رامین پرچمی " در ذهن همه ی ما ثبت شده ، بازی او در سریال " در پناه تو " ست . در این سریال او نقش جوانی بی عرضه ، بی دست و پا و بی اراده را بازی می کرد . سناریو این نقش را برایش تعریف کرده بود . این روزها " رامین پرچمی " را در نقش یک زندانی در حبس می بینیم . آقای هنرمند در نقش مخل امنیت ملی از 25 بهمن ماه در حال هنرنمایی است .
و ما بارها و بارها از همین رسانه ی ملی (!) شنیده ایم که ما ملتی هستیم که قدر هنرمندانمان را نیک می دانیم .
تماشا و شنیدن و نیوشیدن این اثر گروه موسیقی رستاک را تبلیغ می کنم .
چرا که توانایی ما را در وحدت بخشیدن به گروه های قومی مان اثبات می کند و پرده ای از این زیبایی بی بدیل ملت ایران را به تصویر کشانده اند .
مجلس شورای اسلامی ، مدتی است در حال بررسی طرحی است که با نام فریبنده ی " لایحه حمایت از خانواده " توسط دولت نهم پیشنهاد شده است . هم زمان با تقدیم این طرح به مجلس ( سال 1386) تا کنون جنجال های بسیاری پیرامون مواد 22 ، 23 و 25 این طرح که به ازدواج مجدد و موقت مردان پرداخته ، در گرفته است . پس از این اعتراض ها مواد 22 و 25 از طرح حذف گردید و اکنون طرح جدید با افزودن شرایطی به ماده ی 23 دیگر بار تقدیم مجلس گشت .
این ماده به مردان اجازه می دهد که بدون نیاز به اجازه همسر قبلی خود و در صورت اثبات توانایی مالی خود به دادگاه جهت داشتن همسر دوم و داشتن هر یک از شرایط ده گانه این ماده اقدام به ازدواج دائم با همسر دیگری نمایند . پاره ای از شرایطی که در این ماده بدان اشاره گردیده چنین اند :
_ کسب اجازه از همسر پیشین
_ ابتلای زن به هر گونه اعتیاد مضر به حال خانواده
_ ابتلای زن به جنون یا امراض صعب العلاج
_ عقیم بودن زن
_ محکومیت قطعی زن به یکسال حبس
_ سوء رفتار یا معاشرت زن به حدی که ادامه زندگی را برای مرد غیرقابل تحمل سازد
_ عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی
_ عدم تمکین زن از شوهر
_ غایب شدن زن به مدت یکسال
_ ترک زندگی از طرف زن به مدت شش ماه
این طرح ثبت قانونی ازدواج موقت را نیز پیشنهاد داده است .
در انتقاد به این طرح دیدگاه های متفاوتی مطرح گردیده که هر یک از چشم اندازی نو به نتایج و عواقب رواج ازدواج مجدد و ازدواج موقت در جامعه می پردازد .
ولیکن نویسنده مطرح کنندگان طرح "حمایت از خانواده " را قویا تشویق می کند و تشخیص نیکوی ایشان را در لزوم حمایت از خانواده ی ایرانی مایه ی ستایش می داند . این بزرگواران که بار سنگین برنامه ریزی و قانون گذاری کلان برای جامعه ی امروز و فردای ایران را بر گرده دارند به درستی احساس نیاز خانواده ی ایرانی را به پشتیبانی و حمایت دریافته اند . به یقین در زمانه ای به سر می بریم و در جامعه ای می زییم که خانواده ی ایرانی بی پناه تر از هر زمان دیگر ، زیر فشارهای بی شمار در حال فروپاشی است .
به راستی خانواده ی ایرانی در برابر تحریم های اقتصادی ، بی ثباتی اقتصاد ، فقر ، فساد ، بیکاری ، اعتیاد ، افزایش میزان جرایم ، عدم امنیت ، عدم توزیع مناسب امکانات ، افزایش آمار طلاق ، در هم شکستن ارزش های اخلاقی و دیگر آسیب های اجتماعی که پیامد ناگزیر برنامه ریزی های نادرست و سیاست گذاری های غیر اصولی مدیران امروزین جامعه ی ایران است نیاز به حمایت دارد .
با پیشنهاد این مواد بیش از پیش ناتوانی دولتمردان در تشخیص صحیح نیازهای جامعه ی ایران اثبات گردید . برگزیدن راه حل ازدواج مجدد و ازدواج موقت و قانونی برای مردان گویای این نکته است که مطرح کنندگان این مواد به هیچ روی شناخت درستی از جامعه ی ایران ندارند .
عنوان کردن این مواد در طرح حمایت از خانواده علاوه بر توهین و پایمال کردن حرمت و حقوق بانوان ایرانی که پیش تر صاحب نظران و حقوق دانان بدان اشاره ها کرده اند ، مردان ایرانی را نیز به باد تمسخر گرفته است .
مرد ایرانی ، مرد فداکاری و سینه چاکی برای زن و فرزند بوده و هست . مرد ایرانی ستون پایدار خانواده است . حرمت مردان دلاور و غیور ایرانی را با هموار کردن شرایطی برای متلاشی ساختن خانواده اش لگدمال نسازید .
در روزگاری که مردان غیرتمند ایرانی پنجه در پنجه ی مشکلات معیشتی ، فشارهای مالی ، بحران های کاری و شغلی ، معضل تامین مسکن برای رفاه و آسایش خانواده ی خود بی دریغ تلاش می کنند و در این راستا فشارهای عصبی و روانی گوناگونی را به جان می خرند ، تصویب طرح قانونی کردن ازدواج موقت یا سهولت ازدواج مجدد دردی از آنان درمان نخواهد کرد .
به فکر چاره باید بود ....
از روزی که این وبلاگ متولد شد ، پیمانی ناگفته داشتم . پیمانم چنین بود که پیش از نگاشتن هر مطلبی و پرداختن به هر موضوعی در مورد آن مطالعه کنم ، تحقیق کنم ، اندیشه کنم سپس آن را تقدیم یارانم کنم . به بیانی ساده تر خواندن را بیشتر و پیشتر از نوشتن انجام دهم .بر سر عهد خویش پابندم ...
اگر گاهی نوشتن هایم به دیر کشید بدانید به دور نیستم از اندیشیدن و خواندن .
و اما 14 مرداد گذشت ، بی آنکه در این فضا اشاره ای بدان کرده باشم ، به انقلاب مشروطه ی ایران و بررسی ارزشمندی های این انقلاب در تاریخ معاصر . همچنان در حال اندوختن آموخته هایم ...
از آموخته های خود پیرامون این مهم مرا بهره مند سازید تا بهتر بشناسیمش .
پی نوشت : خواهشمندم با معرفی کتاب - مقاله - لینک سایت ها و مطالب یاریم کنید !


این تصاویر مربوط به بازی تیم ملی فوتبال دختران ایرانی است .
روی دیوار تمام مدارس دخترونه حتما این جمله نوشته شده که : " حجاب مصونیت است نه محدودیت " و بانوان ایرانی از خردسالی با این وعده بالیده اند .








